آنان را ببخش




غالبا آدمها غیر منطقی و خود محورند با این وجود آنان را ببخش.

اگر مهربان هستید آدمها شما را به خودخواهی و غرض ورزی متهم می كنند با این

وجود مهربان باشید.
اگر كامیابید دوستانی بی وفا و دشمنانی واقعی خواهید داشت

با این وجود موفق باشید
.اگر درستكار و صادقید آدمها شما را فریب خواهند داد با این

وجود امین و صادق باشید.
آنچه شما سالهایتان را برای بنایش صرف كردید آدم ها یك

شبه نابودش میكنند با این وجود بنا كنید.ا
گر به شادی و آرامش برسید دیگران حسادت

میكنند با این وجود شاد باشید.
نیكی های امروز را به فردا فراموش می كنند با این وجود

 نیكی كنید
.حتی وقتی بهترین خود را ایثار می كنید باز می گویند كافی نیست با این وجود

 بهترین خود را ایثار كنید
.


با این وجود در سنجش نهایی قضاوتهای آنان نیست كه شما را می سنجد تنها خداست كه شما را داوری میكند.

                                         

( برگرفته از كتاب مادر ترزا
)


طرز تهیه دمنوش های سنتی

طرز تهیه دمنوش های سنتی
دمنوش هاي گياهي زيادي وجود دارد که هم به دليل طعم مناسب و هم به دليل خواص آن طرفداران زيادي دارد.اکثر این دمنوش ها علاوه بر خاصیت آرام بخشی و طبیعت گرمشان، دوای درد خیلی از بیماری ها نیز هستند.
دمنوش هاي گياهي زيادي وجود دارد که هم به دليل طعم مناسب و هم به دليل خواص آن طرفداران زيادي دارد.اکثر این دمنوش ها علاوه بر خاصیت آرام بخشی و طبیعت گرمشان، دوای درد خیلی از بیماری ها نیز هستند.

در اين مطلب به چند نمونه از اين دمنوش هاي گياهي اشاره مي کنيم.

۱ - چاي گل  گاوزبان و سنبل الطيب

گل گاوزبان را با سنبل الطيب و ليموعماني دم کنيد.

خواص: گل گاوزبان طبيعت گرم و تر دارد، آرام بخش اعصاب و خواب آور است و براي رفع سردردهاي عصبي و دردهاي کليوي مفيد است.

سنبل الطيب: طبيعت گرم دارد و ضدقولنج و اسپاسم، ضدتشنج و صرع است.

ادامه نوشته

زندگی شاد

گوهرهای خرد برای داشتن یک زندگی شاد

بهاری باش تا......

فواید خواب نیمروز

     

نیاز به خواب کوتاه نیمروز برای حفظ شادابی در ادامه روز موردی است که کارشناسان در مورد آن اتفاق نظر دارند، اما مدت زمان این خواب از موارد مورد اختلاف است و بعضی کارشناسان تردید دارند که ۲۶ دقیقه مدت زمان ایده آلی برای خواب نیمروزی باشد جیم حورن، مدیر شورای پژوهش خواب در بریتانیا می‌گوید: «این مدت کمی طولانی است و این خطر را دارد که فرد به خواب عمیقی برود.»به اعتقاد این کارشناس، ۱۵ دقیقه خواب کافی است، چون اگر شما بیش از ۲۰ دقیقه بخوابید این خطر هست که به خواب عمیقی بروید و وقتی بیدار می‌شوید بسیار گیج تر باشید. مشکل گیجی بعد از بیداری بیشتر برای افرادی به وجود می‌آید که عادت به خواب نیمروزی ندارند، او اگر قیلوله طولانی جزئی از زندگی روزانه شما باشد، بدن شما به آن عادت می‌کند و به راحتی و بدون اینکه گیج باشید از خواب بیدار می‌شوید. جیم حورن توصیه می‌کند که قیلوله با قهوه ترکیب شود تا ظرف ۲۰ دقیقه، کافئین شما را سر حال کند: « یک فنجان قهوه بنوشید و سر خود را پایین بگذارید. اگر این دو با هم باشد اثرش بسیار بیشتر خواهد بود. وی می افزاید چون مردم نمی توانند فورا به خواب روند، محاسبه دقیق مدت زمان خواب آنها امکانپذیر نیست. اما حتی ۱۵ دقیقه چرت هم مفید است. البته باید در نظر داشت که این روش برای کسانی که شب قبل به هیچ وجه نخوابیده‌اند کافی نیست و تنها برای سرحال آوردن آنهایی مفید است که خواب کافی و مناسب در شب نداشته‌اند.

گزیده ای از خطبه ی رسول اکرم درتوصیف ماه رمضان

  روزه كردم نذر، چون مريم كه هم مريم صفاست   خاطر روح القدس، پيوند عيسى زاى من      

 نيست بر من، روزه در بيمارى دل، زان مرا        روزه باطل مى‌كند اشك دهن آلاى من


خاقانی


چه زیبا  آنکه توصیف ماه خدا را از زبان رسول خدا شنید آنجا که علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع)

به روایت از پدرش علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌السلام) از آخرین جمعه از ماه شعبان یکی از سال‌های

پربرکت رسالت نبی اکرم خبر داده است که پیامبر در جمع پیروانش خدا را حمد و ثنا گفت و

سپس فرمود:«اى مردم! همانا ماه خدا ، همراه با برکت و رحمت و آمرزش ، به شما روى

آورده است ؛ماهى که نزدخدا برترینِ ماه هاست و روزهایش برترینِ روزها ،شب هایش برترینِ

شب ها و ساعاتش برترینِ ساعات است .

ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید و از شایستگانِ کرامت الهى قرار داده شده اید .

نَفَس‌هایتان در آن ، تسبیح است ، خوابتان در آن ، عبادت ، عملتان در آن ، پذیرفته و دعایتان در

آن مورد اجابت است .پس با نیّت‌هاى راست و دل‌هاى پاک ، از پروردگارتان بخواهید تا براى

روزه دارىِ آن و تلاوت کتاب خویش ،توفیقتان دهد ؛چرا که بدبخت ، کسى است که در

این ماه بزرگ ، ازآمرزش الهى محروم  بماند .با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه ،

گرسنگى و تشنگىِ روزقیامت را یادکنید ؛به نیازمندان وبینوایانتان صدقه بدهید ؛ به بزرگان

خود احترام ، و بر کوچک‌هایتان ترحّم ،و به بستگانتان نیکى کنید ؛زبانتان را نگه دارید ؛

چشم‌هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست ،بپوشانید ؛ گوش هایتان را از آنچه شنیدنش

حلال نیست ، فرو بندید ؛به یتیمان مردم ، محبّت کنید تا بر یتیمان شما محبّت ورزند.


عشق ورزیدن

هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند ...
هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند
!
با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد
اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !!!
مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی؟!

هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن ...
چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟

هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیش بزنند...


فرشته های زمینی

مادر مثل مدادیست که هر روز تراشیده شدن و کوچک شدنش

را حس میکنی تا وقتی که تمام میشه...

و پدر مثل خودکاری است که هر چقدر هم که با هاش بنویسی

 تغییری در ظاهرش احساس نمی کنی ...

فقط یک روز با خبر میشی که دیگه نمینویسه

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که
عمری به پای بالیدن تو چروک شد !مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن



شانه هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را.
دست در دستانم که می‏ گذاری، خون گرم آرامش،
در کوچه رگ‏هایم می‏دود.دربرابرطوفانهای  بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛
آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏گوی کوهستان‏ها باز می‏ آیی.
لبخند پدرانه‏ ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند.
تویی که صبوری هایت، دل‏های ناامید را سپیده‏ دم امیدواری است.
مرام نامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏ آید؛ آن هنگام که ابرهای
 دلتنگی، پنجره‏ های خا نه را باران می‏پاشند.
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.
تاابد ماندگاری پدر

شعری از مولانا

www.taknaz.ir - جملات و متن های ادبی زیبا از مولانا

عـــــالم همـــه دریــا شـــود دریـــا ز هیبت لا شـــود

آدم  نماند  و  آدمی  گــــر  خــــویش  بـــا  آدم  زند

دودی بـــرآید از فلك نــی خلق مـــاند نــی ملـــك

زان  دود  ناگــــه  آتشی  بر  گــــنبد  اعظم  زند

بشكافد آن دم آسمان نی كون ماند نی مكان

شوری درافتد در جهــان وین سـور بر ماتم زند

گـــه  آب  را  آتش  بــرد  گــه  آب آتش را خــورد

گــه مــوج دریای عــدم بـــر اشــهب و ادهـــم زند

خورشیـد  افتــد  در  كـــمی  از  نـــور  جان  آدمی

كـــم پـرس از نامحـــرمان آنجا كـــه محرم كـم زند...


    مولوی

آدم....دنیا



پدر روزنامه مي خواند، اما پسر كوچكش مدام مزاحمش
 مي شد
حوصله ي پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را
كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد جدا و قطعه قطعه كرد
و به پسرش داد و گفت
بيا! كاري برايت دارم ،
 يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم، ببينم

 مي تواني آن را دقيقا همان طور كه هست بچيني ؟
و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.
مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است.اما .....
يك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت .
پدر با تعجب پرسيد:مادرت به تو جغرافي ياد داده؟
پسرجواب داد:جغرافي ديگر چيست؟
پدر پرسيد:پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟
پسر گفت: اتفاقا پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود،


 وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم.

نقش تو......زندگی

قالی بزرگی است زندگی...

هرهزارسال یک بارفرشته ها قالی جهان را درهفت آسمان

می تکانند تا گرد وخاک هزارساله اش بریزد وهرباربا خود

می گویند: این نیست قالی که انسان قرار بود ببافد این

فرش فاجعه است... با زمینه سرخ خون...و حاشیه های

کبود معصیت ...با طرح های گناه و نقش بر جسته های

ستم...فرشته ها گریه می کنند و قالی آدم را می تکانند

و دوباره با اندوه بر زمین پهنش می کنند.رنگ در رنگ ...

گره در گره ...نقش در نقش ... قالی بزرگی است زندگی...

که تو می بافی ومن می بافم واومی بافدهمه بافنده ایم

می بافیم و نقش می زنیم می بافیم و رج به رج بالا می بریم

می بافیمو می گستریم ، دار این جهان راخدا به پا کرد.

و خدا بود که فرمود: ببافید وآدم نخستین گره را بر پود زندگی زد.

هر که آمدگره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت.

چنین شد که قالی آدمی رنگ رنگ شد آمیزه ای از زیبا و نا زیبا...

سایهروشنی از گناه و صواب...گره تو هم بر این قالی خواهد

  ماند طرح و نقشت نیز...وهزارها سال بعدآدمیان برفرشی

خواهند زیست که گوشه ای ازآن را تو بافته ای

کاش گوشه ای را که سهم توست زیبا تر ببافی..........

 

مثل صدف

فقر ........

میخواهم  بگویم ......فقر  همه جا سر میکشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ،عریانی  هم  نیست ......

فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی  ،

آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست  .......

فقر  ،  همان گرد و خاکیست که بر کتابهای فروش

نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند ......

فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی

را خرد میکند ......

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ،  همه جا سر میکشد ........

                    فقر ، شب را " بی غذا  " سر کردن نیست ..

                  فقر ، روز را  " بی اندیشه"   سر کردن است

میلاد نور


    آقاي ما ، یابن الحسن 

هر روز آفتاب به این امید طلوع می کند تا شاید اولین کسی باشد

که خبر آمدنت را مژده می دهد .بیا که با ظهور تو جمعه ...نه!

همه ی روزها و لحظه هایمان بهاری شود.


مهدی جان؛

با شعله ای که عشق تو افکنده در جهان     یک کوچه مانده است به پایان انتظار


دلم هواي تو كرده هواي آمدنت

صداي پاي تو آيد صداي آمدنت

بهار با تو بيايد به خانه ي دل ما
سري به خانه ي ما زن صفاي آمدنت

هنوز مانده به يادم كه مادرم مي خواند
زمان كودكي ام قصه هاي آمدنت


حساب كردم و ديدم كه با حساب خودم
تمام عمر نشستم به پاي آمدنت


چقدر وعده ي وصل تو را به دل بدهم
چقدر جمعه بخوانم دعاي آمدنت


نيامدي و دلم شكستي اي مولا
چه نذرها كه نكردم براي آمدنت

اللهم عجل لولیک الفرج