فرشته های زمینی

مادر
مثل مدادیست که هر روز تراشیده شدن و کوچک شدنش
را
حس میکنی تا وقتی که تمام میشه...
و پدر مثل خودکاری است که هر چقدر هم که با هاش
بنویسی
تغییری در ظاهرش احساس
نمی کنی ...
فقط یک روز با خبر میشی که دیگه نمینویسه

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که
عمری به پای بالیدن تو چروک شد !مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن

دست در دستانم که می گذاری، خون گرم آرامش،
در کوچه رگهایم میدود.دربرابرطوفانهای بیرحم زندگی میایستی؛
آنچنانکه گویی هر روز از گفتگوی کوهستانها باز می آیی.
لبخند پدرانه ات، تارهای اندوه را از هم میدراند.
تویی که صبوری هایت، دلهای ناامید را سپیده دم امیدواری است.
مرام نامه دریا را روح وسیعت به تحریر می آید؛ آن هنگام که ابرهای
دلتنگی، پنجره های خا نه را باران میپاشند.
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.
تاابد ماندگاری پدر

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 10:6 توسط م.پ
|
آموزگارپایه ی چهارم ابتدایی هستم و با هدف انتقال تجربیات آموزشی و تبادل اندیشه با همکاران عزیزو ارتباط موثربااولیاودانش آموزان خوب این مرزوبوم این وبلاگ را راه اندازی نمودم امیدوارم که باراهنمایی ونظرات خودتان مرا دراین راه یاری نمایید.