الهی........

هرشادی که بی توست ،اندوه است

هرمنزل که نه درره توست ،زندان است

هردل که نه در طلب توست ،ویران است

یک نفس با تو ، به دو گیتی ارزان است

یک دیدارازتو

به صدهزار جان ،رایگان است

صد جان نکند

آن چه کند بوی وصالت

خواجه عبدالله انصاری

حکایت بهلول وانگور

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟....

بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد! مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!



20معجزه ی عسل دارچین

  درمان بیماری قلبی

مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهیدو به

طور منظم در وعده صبحانه صرف کنیداین روش در کاهش کلسترول،جلوگیری

از بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است.

بیماران مبتلا به حمله قلبی نیز با مصرف روزانه ین مخلوط از حمله قلبی بعدی

درامان خواهند بودبررسی روی سالمندان در آمریکا و کانادانشان داده است

،با بالا رفتن سن شاهرگ های حیاتی و سیاهرگ ها خاصیت انعطاف پذیری خود را

از دست می دهد.عسل و دارچین به شاهرگ ها و سیاهرگ ها قدرتی تازه میبخشد.


برای مطالعه ی بیشتر روی دنباله ی مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

این نیز بگذرد

 نقاشی های زیبا از طبیعت

پادشاهی، حکیمان را فرا خواند و گفت:

مرا چیزی بیاموزید که اگر بسیار غمگین باشم،

درآن نگاه کنم و غم دل از بین برود و اگر بسیار شاد باشم،

در آن نگاه کنم و فریفته روزگارنگردم.

حکیمان مدتی مشورت کردند و سرانجام، نگینی بر

انگشتری او ساختند که روی آن نوشته شده بود: این نیز بگذرد.


تبریک اعیاد شعبانیه

اعیاد شعبانیه برهمگان مبارک

شعبان بهانه ای است برای دوستی با خدا ، لحظه هایت سرشار از

 این دوستی باد.

 

خدایا عطا کن به من ....

هر کجا تردید است ، ایمان

هر کجا نا امیدی است ،
امید

هر کجا تاریکی است ،
روشنی

و هر کجا غم است ، شادی

این دشمن درنده (خشم)رابه زنجیر بکشید

راههای کنترل خشم وعصبانیت

عصبانیت یک احساس مهم در انسانهاست. این احساس زمانی به ما دست می دهد که چیزی اشتباه باشد. اما ما نباید خشم خود را ادامه دهیم باید بر آن مدیریت داشته باشیم.
تنها با بکار بردن تکنیک های ساده زیر می توانید براحتی بر عصبانیت خود کنترل داشته باشید. هر چیزی نیاز به تمرین دارد پس انتظار نداشته باشید فقط با خواندن این تکنیک ها بتوانید موفق شوید. باید بارها و بارها تمرین کنید:
1- یک نفس عمیق بکشید:
مطمئنم این جمله را بارها شنیده اید... یک نفس عمیق بکشید و تا ده بشمارید. اما من به شما توصیه می کنم یک نفس عمیق کشیده ، اجازه دهید که تا عدد ده که در دل می شمارید بازدم تان بیرون بیاید ، یعنی به صورت آهسته نفس تان را بیرون دهید! این توصیه یک دلیل فیزیکی دارد: دیافراگم به بدن دستور می دهد که آهسته آرام بگیرد.
2- اجازه بدهید زمان کمی بگذرد

برای مطالعه ی بیشتر روی دنباله مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

داستانک کرم شب تاب

 

روز قسمت بود. خدا هستي را قسمت مي كرد. خدا گفت : چيزي از من بخواهيد. هر چه كه باشد‚ شما را خواهم داد. سهمتان را از هستي طلب كنيد زيرا خدا بسيار بخشنده است.

و هر كه آمد چيزي خواست. يكي بالي براي پريدن و ديگري پايي براي دويدن. يكي جثه اي بزرگ خواست و آن يكي چشماني تيز. يكي دريا را انتخاب كرد و يكي آسمان را.

در اين ميان كرمي كوچك جلو آمد و به خدا گفت : من چيز زيادي از اين هستي نمي خواهم. نه چشماني تيز و نه جثه اي بزرگ. نه بالي و نه پايي ‚ نه آسمان ونه دريا. تنها كمي از خودت‚ تنها كمي از خودت را به من بده.و خدا كمي نور به او داد.نام او كرم شب تاب شد.

خدا گفت : آن كه نوري با خود دارد‚ بزرگ است‚ حتي اگربه قدر ذره اي باشد. تو حالا همان خورشيدي كه گاهي زير برگي كوچك پنهان مي شوي.

و رو به ديگران گفت : كاش مي دانستيد كه اين كرم كوچك ‚ بهترين را خواست. زيرا كه از خدا جز خدا نبايد خواست

هزاران سال است كه او مي تابد. روي دامن هستي مي تابد. وقتي ستاره اي نيست چراغ كرم شب تاب روشن است و كسي نمي داند كه اين همان چراغي است كه روزي خدا آن را به كرمي كوچك بخشيده است.

شخصیت افراد از روی رنگ چشم آنها


شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بی تاثیر نبوده و چنانچه درست به کار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد . مطلب زیر که توسط یکی از انجمن های اینترنتی منتشر شده است به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازد.

رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند.این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند.

رنگ چشم آبی
دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت ویژه ای هم به خرج می زنند. قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.

رنگ چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی می کنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند .این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.

رنگ چشم قهوه ای
چشم قهوه ای سنبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه ای ها بسیار خون سردند و هر چه را که می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. چنین به نظر می رسد که این افراد معنای عصبانیت را نمی شناسند و از آرامشی تمام نشدنی بهره مندند.

رنگ چشم خاکستری
صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند ، یا از شخصیتی آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسان هایی سرسخت و سنگین دل هستند.

رنگ چشم عسلی
با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست می گردند. چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند.
 

تبریک مبعث

.

سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک !

سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش‏ها در صحنه حیات بشر !

بعثت پیامبر گرامی اسلام مبارک باد

پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله

بخشنده ترين شما پس از من ، كسى است كه دانشى بياموزد ، آن گاه دانش خود را بپراكند.

دو چیز را خداوند در این جهان کیفر می دهد: تعدی، و ناسپاسی پدر و مادر.

برترین شما،نیکوترین شما از نظر اخلاق است؛ آنان که خود را آماده خدمت کرده و همنشین نوازند؛ با مردم انس می گیرند و مردم با آنان انس می گیرند.

عقل ، نورى است در دل كه دل به وسيله آن ، حق را از باطل جدا مى كند .

سنگ .....

 
گویند روزی فرشته ای از سنگ پرسید :
 
چرا مانند خاک از خدا نمیخواهی که از تو انسان بسازد؟ 
 
سنگ تبسمی کرد و گفت:
 
هنوز آن قدر سنگ نشده ام که مستحق چنین خواسته ای باشم....

ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند...
 
و چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.
 
تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...
 
پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان. 

 

.......

سلام وخیلی خوش آمدید

آدمهایی که بارها و بارها شما را می آزارند مانند کاغذ سمباده هستند،

آنها شما را می خراشند و آزار می دهند،

اما در نهایت شما صیقلی و براق خواهید شد و آنها مستهلک و فرسوده . . .

 

خستگی چشمها در برابرکامپیوتر

چگونه از خستگی چشمها در برابر کامپیوتر جلوگیری کنیم؟

امروزه بسیاری از ما ساعات کاری خود را مقابل صفحه مانیتور سپری می کنیم و وقتی به خانه می رسیم هم خستگی تن خود را جلوی صفحه تلوزیون (یا مجددا مانیتور کامپیوتر) به در می کنیم، اما با خستگی چشمهایمان چه کنیم؟
خستگی و حتی درد چشمها در برابر مانیتور یکی از شایعترین مشکلاتی است که کاربران کامپیوتر با آن مواجه اند. مساله ای که بعضی وقتها ممکن است حتی مانع از فعالیت عادی و یا خوابیدن هم بشود. شاید شما هم قبلا گرفتار چنین مشکلی شده اید و حتی به دنبال راه حلی برای آن هم گشته اید. اما چه کار باید کرد؟ ‏

اولین کار این است که "خستگی چشمها" را بشناسیم. یا آنگونه که این روزها مرسوم است: خستگی چشمها را از نو تعریف کنیم! ‏

شناخت "خستگی چشمها"
تشخیص علائم خستگی چشمها بسیار آسان است، اما چیزی که کمی سخت است، یافتن ارتباط بین این علائم و خستگی چشمهاست. چون این علائم بسیار غیراختصاصی و رایج هستند. مثلا سردرد، احساس سنگینی سر، سرگیجه یا پرش عضلات اطراف چشم و پلک می تواند نشانه ای از خستگی چشم باشد. همچنین ممکن است درد و سوزش چشمها (حتی وقتی که چشمها را می بندیم) و احساس سنگینی چشم و حتی تهوع هم علامت خستگی چشم باشند. ‏ ‏
اما مساله این است که ما بیشتر اوقات به جای توجه به این علائم که چشم برای ما می فرستد، آنها را تقصیر کم خوابی یا استرس کار و خستگی روزمره می دانیم و اهمیتی برای آنها قائل نمی شویم. ‏

چطور از دست خستگی چشم خلاص شویم؟ ‏
به چشمهایتان زنگ تفریح بدهید: بعضی وقتها بلند شدن از جلوی کامپوتر خیلی سخت است اما بهتر است هر نیم ساعت که با کامپیوتر کار می کنید، چند دقیقه ای به چشمانتان استراحت بدهید، بروید و یک نوشیدنی برای خودتان بیاورید. با کسی که قرار است پروژه ای را تحویلش بدهید کمی تلفنی صحبت کنید. از پنجره به بیرون نگاهی بیندازید یا هر کار دیگری که مستلزم نگاه کردن به صفحه مانیتور نباشد انجام بدهید. چشم شما قدرشناسی خود را نشان خواهد داد و کمتر بهانه خواهد گرفت. ‏

برای مطالعه ی بیشتر برروی ادامه ی مطلب کلیک نمایید

ادامه نوشته

اندرز لقمان به پسرش

 
روزی لقمان پسرش را اینگونه اندرز داد امروز به تو ۳ پند می دهم تا کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی
و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی
پسر گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای بگیری، آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست!.

گیاه آلوئه ورا وخواص آن

گیاه آلوئه ورا وخواص آن

آلوئه ورا ( آلوورا ) یا صبر زرد گیاهی است علفی و چند ساله با برگ‌های ضخیم، گوشتی و دراز. حاشیه‌ برگ‌های آن کمی پیچ و خم‌دار و دارای تیغ است. گل‌های آن‌ به‌صورت خوشه‌ای زیبا در انتهای محور ساقه گل‌دار و به رنگ سبز مایل به زرد قرار دارند.

آلوئه ورا خاص مناطق آفریقایی است که به آن زنبق بیابانی یا صحرایی هم می‌گویند. در برخی کشورها با نام‌هایی چون «گیاه جاودانگی»، «گیاه دارویی»، «گیاه ملکه» و … نامیده می‌شود.

نخستین بار مصری‌ها گیاه آلوئه ورا ( آلوورا )را برای درمان زخم‌ها، سوختگی‌ها و عفونت‌ها به کار می‌گرفتند. پس از آنها یونانی‌ها، اسپانیایی‌ها و آفریقایی‌ها به شیوه‌ها و منظورهای مختلف از گیاه آلوئه ورا ( آلوورا ) استفاده می‌کردند.

برای مطالعه ی بیشتر برروی دنباله ی مطلب کلیک کنید

 

ادامه نوشته

فرازی از نهج البلاغه

 

(گزیده ای از حکمت ۱۵۰نهج البلاغه)

مانند کسی مباش که بدون عمل صالح به آخرت امید وار است،

 در دنیا چونان زاهدان سخن می گوید، اما در رفتار همانند دنیاپرستان است،

اگر نعمت ها به او برسد سیر نمی شود و در محرومیت قناعت ندارد،

از آنچه به او رسید شکرگزار نیست، و از آنچه مانده زیاده طلب است.

 نیکوکاران را دوست دارد اما رفتارشان را ندارد،

گناه کاران را دشمن دارد اما خود از گناهکاران است،

و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمی دارد،

اما در آنچه که مرگ را ناخوشایند ساخت پافشاری دارد ،

در سلامت مغرور و در گرفتاری نا امید است،

اگر مصیبتی به او برسد به زاری خدا را می خواند .

اگر به گشایش دست یافت مغرورانه از خدا روی بر میگرداند. 

اگر بی نیاز گردد مست و مغرور می شود و اگر تهیدست گردد ، مأیوس وسست شود.

چون کار کند در آن کوتاهی ورزد و چون چیزی خواهد زیاده روی نماید،

 و عبرت آموزی را طرح می کند اما خود عبرت نمی گیرد،

در پند دادن مبالغه می کند اما خود پند پذیر نمی باشد.

سخن بسیار میگوید اما کردار نیک او اندک است!

برای دنیای زودگذر تلاش و رقابت دارد، اما برای آخرت جاویدان آسان می گذرد،

  از مرگ هراسناک است اما فرصت را از دست می دهد.

گناه دیگری را بزرگ میشمارد اما گناهان بزرگ خود را کوچک می پندارد.

 حق خود را به تمام می گیرد اما حق دیگران را به کمال نمی دهد،

از غیر خدا می ترسد اما از پروردگار خود نمی ترسد!

داستانک کلاغ

کلاغ

مرد 80 ساله همراه پسر خود در روبروي پنجره نشسته بود و هر دو به کار خود مشغول بودند.-
پدر به خاطرات گذشته مي انديشيد و پسر در فکر تسخير فردا. پدر به پنجره نگاه مي کرد و پسر کتاب فلسفي و روشنفکرانه مورد علاقه خود را مطالعه مي کرد.
ناگهان
کلاغي آمد و بر روي لبه پنجره نشست، پدر با نگاهي عميق از پسر خود پرسيد اين چيه؟ پسر نگاهي متعجبانه به پدر کرد و گفت: کلاغه و پدر با تکان دادن سر حرف او را تاييد کرد.

دقيقه اي نگذشته بود که پدر از پسر پرسيد: اين چيه روي پنجره نشسته؟ پسر با تعجب بيشتري گفت: پدر گفتم که اون يه کلاغه باز و به تکرار پدر اين سئوال را کرد که اين چيه؟ و پسر براي سومين بار سر از کتاب برداشت و گفت: کلاغ پدر کلاغ.

پدر براي بار چهارم پرسيد: پسرم! اين چيه روي لبه پنجره نشسته؟
پسر اين بار عصباني شد و فرياد زد: اگر نمي خواهي بزاري که کتاب بخوانم بگو، پدر جان چندبار بگم که اون يه کلاغ هست و ديگه هم از من نپرس.

پدر نگاه خودش رو به نگاه پسر قفل کرد و گفت دقيقاً 60 سال پيش که تو در دوران کودکي خود بودي، من و تو اينجا نشسته بوديم و يک کلاغ در لبه پنجره نشسته بود و تو اين سئوال رو بيش از 120 بار پرسيدي ومن هر بار با يک شوق تازه به تو مي گفتم که او يک کلاغ است.

تبریک تولد -تبریک روز پدر

تولد فاتح خیبر حضرت علی (ع)وروز پدر رو به همه ی پدرها ی زحمتکش ومهربان تبریک میگم امیدوارم که همیشه سایه شون رو سر خونواده های عزیزشون مستدام باشه .

این متن روهم تقدیم میکنم به همه پدرهای عزیز ودوست داشتنی وهمچنین تقدیم میکنم به روح پدر عزیزم که همیشه عشقش تودلم زنده است وهیچ وقت مهربونیاش فراموش نمیشه.

سلام بر پدر

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏ات، کودکی‏هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.
می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏هایی را خوردی که مال تو نبودند!
ببخش اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏ات بزنم. سایه‏ات کم مباد ای پدرم!
آن روزها، سایه‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‏ایستادی، همه چیز را فرا می‏گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏های غروب، لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‏ریزد.
دلم می‏خواهد به یک‏باره، تمام بغض تو را فریاد کنم. ساعت جیبی‏ات را که نگاه می‏کنی، یادم می‏آید که وقت غنچه‏ها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو.
این، تصادف قشنگی است که امروز در تقویم، کلمات هم‏معنی، کنار هم چیده شده‏اند. یعنی در دائرة المعارف عشق، پدر، ترجمه علی علیه ‏السلام است.