این نیز بگذرد

پادشاهی، حکیمان را فرا خواند و گفت:
مرا چیزی بیاموزید که اگر بسیار غمگین باشم،
درآن نگاه کنم و غم دل از بین برود و اگر بسیار شاد باشم،
در آن نگاه کنم و فریفته روزگارنگردم.
حکیمان مدتی مشورت کردند و سرانجام، نگینی بر
انگشتری او ساختند که روی آن نوشته شده بود: این نیز بگذرد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:44 توسط م.پ
|
آموزگارپایه ی چهارم ابتدایی هستم و با هدف انتقال تجربیات آموزشی و تبادل اندیشه با همکاران عزیزو ارتباط موثربااولیاودانش آموزان خوب این مرزوبوم این وبلاگ را راه اندازی نمودم امیدوارم که باراهنمایی ونظرات خودتان مرا دراین راه یاری نمایید.