آقاي ما ، یابن الحسن 

هر روز آفتاب به این امید طلوع می کند تا شاید اولین کسی باشد

که خبر آمدنت را مژده می دهد .بیا که با ظهور تو جمعه ...نه!

همه ی روزها و لحظه هایمان بهاری شود.


مهدی جان؛

با شعله ای که عشق تو افکنده در جهان     یک کوچه مانده است به پایان انتظار


دلم هواي تو كرده هواي آمدنت

صداي پاي تو آيد صداي آمدنت

بهار با تو بيايد به خانه ي دل ما
سري به خانه ي ما زن صفاي آمدنت

هنوز مانده به يادم كه مادرم مي خواند
زمان كودكي ام قصه هاي آمدنت


حساب كردم و ديدم كه با حساب خودم
تمام عمر نشستم به پاي آمدنت


چقدر وعده ي وصل تو را به دل بدهم
چقدر جمعه بخوانم دعاي آمدنت


نيامدي و دلم شكستي اي مولا
چه نذرها كه نكردم براي آمدنت

اللهم عجل لولیک الفرج