حکمت وجود حاجی فیروز درآغاز بهار
حاجی فیروز!!

در باره حاجی فیروز میتوان گفت که نام «حاجی فیروز» و ویژگیهای خاص امروزین او، همچون پوشاک سرخ و سیاهی چهره و ترانههای ویژهاش، سنتی کاملاً جدید و خاص تهران معاصر بوده است. اما شخصیت او به عنوان «پیامآور نوروزی» به گونههای مختلف از دیرباز در سراسر ایرانزمین روایی داشته و دارد. در نواحی گوناگون او را با نامهای متفاوتی میشناسند: در خراسان و بخشهایی از افغانستان «بیبی نوروزک»، در خمین و اراک «ننه نوروز»، در کرانههای خلیج فارس «ماما نوروز»، در گیلان «پیر بابا» و «آروس/ عروس گلی»، در آذربایجان «ننه مریم»، در تاجیکستان و بخارای شریف و دیگر وادیهای ورارود «ماما مروسه» و نامهای مشهور دیگری همچون بابا نوروز و عمو نوروز.
سوال جالب در مورد حاجی فیروز!!!!!!!!!
آیا خصوصیات حاجی فیروز (سیاه بودن صورت و خواندن شعر ارباب من توسط وی)دلیلی بر برده داری در ایران قدیم است؟
سیاهی رخساره، نمونهای است که در دیگر آیینهای نمایشی ایران در فصل زمستان دیده میشود. در جشن «برفی» (که در محلات و ورارود به مناسبت بارش نخستین برف سال برگزار میشود)، چهره کسانی را سیاه میکنند و در بازیها و آیینهایی همگانی بگونه خندهآوری او را در کوچهها میگردانند و سنگباران میکنند. در اینجا سیاهی نماد سرما و شبهای بلند و سرد زمستان است و میدانیم که در داستانهای مردمی و حتی در شاهنامه فردوسی، بین سرما و زمستان، با سیاهی و گرگ سیاه ارتباطهایی وجود دارد و نمایشهای پیوسته با سیاهبازی، در گذشته شیوهای نمادین در مبارزه با سرما میبوده است و ارتباطی با نژاد سیاه ندارد. از سوی دیگر ترانه «ارباب من» نیز علاوه بر اینکه ترانهای کاملاً جدید است و به باورهای کهن مربوط نمیشود، اما منظور از آن روابط برده و ارباب نیست؛ بلکه حداکثر رابطه نوکر با ارباب را در نظر دارد.پس این دو ویژگی حاجی فیروز، ارتباطی با بردهداری ندارد و شواهدی از نظام بردهداری در ایران تاکنون به دست نیامده است. درست است که منابعی از وجود برده در ایران دوره اسلامی و نیز در عصر ساسانی خبر میدهند و حتی در منابع فقهی اسلامی، شرایط و احکامی برای آنان آورده شده و در منابع زرتشتی همچون دینکرد از خرید و فروش و شرایط آزادی آنان سخن رفته است؛ اما همه اینها تنها رویدادهایی استثنایی بوده که توسط برخی مالکان انجام میشده است و کارکردی فراگیر در ایران و در میان دیگر هیچیک از ادیان ایرانی نداشته است. به عبارت دیگر برده و بردهداری به مفهوم واقعی غربی آن Slavery هیچگاه در ایران پا نگرفته و میبینیم که در ادبیات و روایتهای مردمی و کتیبهها و نگارکندهای ایران اثری از آن دیده نمیشود و نهادها و مناسبات بردهداری و شغلهای وابسته به آن مانند بردهفروشی، تجارت برده و غیره در فرهنگ ایرانی کاملاً ناشناخته است. این در حالی است که میدانیم بردگان یونان بخش بسیار بزرگی از جمعیت را تشکیل میدادند و دموکراسی آتن یا نظام مردمسالاری یونانی تنها شامل حال مردان آزاد (و فقط مردان) که اقلیت ناچیزی را تشکیل میدادند، میشد.
برگرفته از ((حاجی فیروز:پیام آور نوروزی))(نوشته رضامرادی)
آموزگارپایه ی چهارم ابتدایی هستم و با هدف انتقال تجربیات آموزشی و تبادل اندیشه با همکاران عزیزو ارتباط موثربااولیاودانش آموزان خوب این مرزوبوم این وبلاگ را راه اندازی نمودم امیدوارم که باراهنمایی ونظرات خودتان مرا دراین راه یاری نمایید.