باز پاييز است, اندکي از مهر پيداست ؛ حتی در اين دوران بي مهري ,

باز هم پاييز زيباست.

http://qwerty1340.persiangig.com/image/a552abf945aa.jpg

پاييز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند
خش خش... صدای پای خزان است،
يک نفر
در را به روی حضرت پاييز وا کند

http://raze-sarbaste.persiangig.com/ppiblog/418272_10150557314962276_922112014_n.jpg

روز هیاهوی دانش آموزان شاد ... روز معلم های صبور و مهربان ... روز ناظم های دلسوز و مدیرهای دوست داشتنی ... روزی که باز فراش پرتلاش، می رود به جنگ هر چه غبار.
روزی که همه دیوارها، میزها و صندلی های مدرسه که از خواب تابستانی بیدار شده اند، به روی اهالی درس و دانش لبخند می زنند.
آغاز رژه منظم کیف ها سر صف های صبحگاهی که می روند به سمت باغ دانایی.
از امروز، قرار است همه ما جایی را بسازیم. می پرسید کجا را؟ همان خانه ای را که با آجر واژه ها ساخته می شود، همان جا که پنجره هایی از جنس برگ های سبز و زنده دارد، همان جا که وقتی آباد است که با کتاب خواندن و یاد گرفتن، تر و تازه شده باشد، خانه دل هایمان را می گویم.

کلاس اول، کلاس دوم . . . . یکی یکی بالا آمدیم و آموختیم. یکی یکی مِهرها را پشت سر گذاشتیم، یکی یکی کلمه ها را بوسیدیم، یکی یکی در جمله ها نفس کشیدیم. صدای کلمات در گوش ماست؛ کلماتی که بهار می شود و از شکوفه های خود همه جا را عطرآگین می سازد. بهارها می آیند؛ بهارهایی که از مهر متولد شده اند؛ بهارهایی که نفس های سبزشان همه جا ما را دنبال خود می کشانند. بهار در بهار، مهر در مهر . آغاز می کنیم به نام او... و به نام .....

دوباره مدرسه ام دیرشدحالاچیکارکنمٍ،،این جمله ای بودکه پسربچه ی تپل وبامزه ای درحالی که به سرعت به سمت مدرسه می دویدبرزبان می آورد.سالهاپیش وقتی مادانش آموزبودیم،آغاز مدرسه هم زمان می شدباآهنگ دلنشین این سریال وصدای آوای مرشدکهآی بچه مرشد،دوباره مدرسه اش دیرشده!....حالاچیکارکنه؟....."آن روزهای شیرین یادش به خیر....آن دوستان یکزبان...آن حیاط پرازدرخت مدرسه مان.....آن معلم مهربان...

 فرا رسیدن ماه مهر و مهربانی مبارک